اس ام اس تنهایی

 

من بزرگتر از دهانت بودم برای همین مرا خورد میکردی...

 

 

میدانم !!
میدانم ، ذره ای از فکرت را هم مشغول نکرده ام...
اما این را هم میدانم
که زمانی...
فقط ذره ای از فکرت از من خالی بود...!!!

 

 

دنیا را در 80 روز دور زدند...ما که دیگر جای خود داریم...

 

پشت سرم حرف بود…
حدیث شد…
می‌ترسم آیه شود !
سوره اش کنند به جعل !
بعد تکفیرم کنند این جماعت نا اهل

 

 

آنکه در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت به حق تنهاییت در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش مگذار ای تنهاترین تنهایی تنهایی ها

 

 

"یکی از مرگبار ترین آهنگ های" تقدیم به تمام سوته دلان عشق"
اونا که تو زندگی شون... قصه های خوووب شنیدن......
تو قماره زندگانی...همه جور بازی رو دیدن...
اونا که تو خلوته شب...شعرای حافظو خوندن...
همه راهو رفتن اما... بر سره دوراهی موندن...
"بهشون بگید که اینجا...یه نفر همیشه مسته...
یه نفر همیشه تنها ...سره این کوچه نشسته..."
بهشون بگید که قصه ش مثله شاهنومه درازه...
کی بوده ...کجا رسیده ...چجوری باید بسازه...
حالا قصه هاشو مستا.... توی میخونه ها میگن...
اما اون همیشه مستو... توی اونجا راه نمیدن....
بهشون بگید که اینجا یه نفر همیشه مسته...
یه نفر همیشه تنها سره این کوچه نشسته.............

 

 

آدمــایـی کـه از رابـطـه هـای طــولـانـی مـیــان بـیـرون خــطـرنــاکــن !!!
چــون اونــا میــفهـمـن کـه میــشه
یـــه چــیــزایـــی رو از دستــــ داد ،
و نــَـمُـــرد . . . !

 

بر عکس پولهایمان ، زندگیمان گوشه دارد ، همانجا که همیشه تنها مینشینیم.

 

 

بدترین چیز دنیا اینه که اون کسی که دوسش داری نه تنها دوست نداشته باشه بلکه تظاهر کنه به این که دوست داره و جلوی چشات بره با یکی دیگه و بعد وقتی میبینه که تو ناراحتی در کمال آرامش بیاد بهت بگه:چی شذه عشقم؟چرا ناراحتی؟....ینی اگه بکشیشم کمشه......کصصصصصصصصصصااااااااافففففففففففطططططططططططط

 

 

"حکایات لابستر"
میگن قدیما یه پادشاهی بوده که به نقاشی خیلی علاقه داشته!!!
یه روز نقاش شهر رو خبر میکنه بهش میگه:از یه صورت نقاشی کشیدم بهترین نقاشیه...جای چشمای نقاشی رو خالی گذاشتم...برو عکسه قشنگ ترین و مظلوم ترین چشمو برام بکش بیار تا روی نقاشیم بکشم...
نقاش قبول میکنه... تو شهر از چند نفر پرس و جو میکنه بهش آدرسه یه یتیم خونه رو میدن...
میره اونجا چشمش میوفته به یه پسر کوچیکی که گوشه ی دیوار نشسته بود...چشمای مظلوم و با عشقی داشت...
نقاش عکسه چشماشو میکشه میبره برای پادشاه...
پادشاه خوشش میاد...
بیست سال از این ماجرا میگذره...
پادشاه همون نقاش پیر رو صدا میکنه میگه:یه نقاشی کشیدم اینبار برای چشمای نقاشی خشن ترین و بد ترین چشمو بکش و برام بیار...
نقاش قبول میکنه...
میره تو شهر آدرسه یه زندانو بهش میدن میره تو زندان چشمش میوفته به یه جوون که چشمای خوف و ترسناکی داشته...از جوون اجازه میگیره عکسه چشماشو بکشه...
جوون قبول میکنه...همینطور که داشته عکسه چشمای جوون رو میکشیده میبینه جوون داره گریه میکنه!!!
میگه:واس چی گریه میکنی؟؟؟
جوون میگه:یادته؟؟؟ بیست ساله پیش اومدی تو یتیم خونه عکسه چشمای منو بعنوان خوشگل ترین و مظلوم ترین چشم کشیدی...
ببین روزگار با من چیکار کرده که الان داری نقاشیه چشمامو بعنوان بدترین و ترسناک ترین چشم میکشی!!!!!!!!
"به سلامتیه همه چشمای قشنگ و نازی که روزگار بدشون کرد..."

 

 

هـــــرچــﮧ مـے رومـ
نمـے رسمـــ
گـاهـے با خـوב فکـر مـے کنــم....
نکــنـ ב مـטּ باشم
کلــــاغ آخـر قصـ ـﮧها !

 

 

من با "تنهایی"

او نیز با چه "تن هایی"

 

 

بی هیچ دلیلی دوستت دارم تا بشکنم قانونی را که همیشه علت می طلبد.

 

 

سلام روزگار…
چه میکنی با نامردی مردمان…
من هم …
اگر بگذارند …
دارم خرده های دلم را…
چسب میزنم…
راستی این دل …
دل می شود ؟

 

 

مروز بازهم سیگار کشیدم!
آرام، زیاد، با احساس...
همه ی تورا ، همه ی آنچه که از تو با من باقی مانده بود را دود کردم
با همین بهمن های کوچک دوست داشتنی...
بازهم پاسخ نَـئشه ی من به این سوال مسخره :
مــرگ یا زندگــی ؟!
قطعآ مــرگ

 

 

گاهی
باید
خلوت
کسی
را
بهم
ریخت
تا
بداند
تنها
نیست
....

 

 

مهربان چگونه از یاد می روی؟وقتی بر صخره وجودم کتیبه ای

 

 

به قول دوست عزیزمون یکی از دلخوشیهایی که شش سال این موقع داشتم و دیگه ندارم اینه که راس ساعت دوازده و یک دقیقه شب تولدش بهش اس بدم, تولدت مبارک همه دلخوشی من... و من اولین نفر باشم که تبریک میگفت.ولی امسال فقط میتونم اینجا تبریک بگم گرچه میدونم نمیاد تو این سایت...

 

 

چه زیبا گفت مترسک وقتی نمی شود رفت

همین یک پا هم اضافی ست.....

 

 

رسیده ام به برگی که میداند

باد از هر طرفی که بیاید

سرانجامش افتادن است......

 

 

پر از عشق و
لبریز از کینه‎ام می‎کند!
چه تناقض عجیبی‎ست
تو را به یاد آوردن. . .

 

 

گاهی آدم می ماند بین بودن یا نبودن !
به رفتن که فکر می کنی ، اتفاقی میفتد که منصرف می شوی !
می خواهی بمانی ، رفتاری می بینی که انگار باید بروی !
این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است !

 

 

بی هیچ صدائی می آیند
زمانی که نمی دانی
در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و…
بی هیج نشانی از دلت می گریزند
تا تمام چیزی که به یاد می آوری
حسرتی باشد به درازای زندگی
چه قدر بی رحمند رویاهـا . . .

 

دوستت دارم هایت را باور میکنم .
درست مثل امضای آخر نامه هایت که میگویی خون است .
اما طعم آب انار می دهد .

 

 

درد دل کـه می کنــی؛
ضعـف هـایـت، دردهـایــت را می گـذاری تـوی سیـنی؛
و تعـارف می کـنی کـه هـر کـدامـش را کـه می خواهنــد بــردارنـد؛
تیــز کننــد …
تیــغ کننــد …
و بــزننـد بـه روحـت …!

 

 

ازبس جذابی
میخواهم جاذبه ات را به نیوتن ثابت کنم!!

 

 

همه ی ِ ساعت های ِ لعنتی ِ دنیا ...
کوک شده اند ...
تا هر بار که خواب ِ تو را می بینم ...
من را بیدار کنند ...
.
.
.
آخر این چه تنهائی است ... ؟!
که تنها نیست و ...
این همه غم با خودش آورده ...

 

 

گریه ی ِ آخر ِ شب هایم ...
انگار کافی نبوده ...
این روز ها ...
اوّل ِ صبح ها هم ...
گریه می کنم .
.
.
.
آاای آدم ها ...
این ها که می نویسم ...
یعنی ...
چقدر زیاد دلم می خواهد ...
کسی باشد ...
بپرسد ... :

" خوبی ... ؟ " .

 

 

به قول دوستمون یکی از دلخوشیهایی که دیگه ندارم اینه که:
بگه یه جایی نرو و منم برم....
بعد اونم لوس بشه و جوابمو نده...
بعد یهو اسمشو صدابزنم و اونم بگه:جــــــــــــــــــونـــــــم؟؟
بعد بگم :
دوسم داری؟؟
بعد بگه:
اره
بگم :مثل قبل؟
بگه:
بیشتر از قبل...
وبازم اون قربون صدقه های همیشگی....

 

 

نزدیکت میشوم ... بوی دریا میدهی ... دور ک میشوم صدای باران ... بگو تکلیفم با چشمهایت چیست ... لنگر بیاندازم و عاشقی کنم ... یا چتر بردارمو دلبری ...

 

 

آدم ها فقط آدم هستند..! نه کمتر نه بیشتر... اگر کمتر از چیزی ک هستند نگاهشان کنی آنها را شکسته ای... و اگر بیشتر از آن حسابشان کنی آن ها تورا میشکنند.. بین آدم ها فقط باید عاقلانه زندگی کرد نه عاشقانه....

 

 

اون روز عصبانی بودم بهت گفتم :بـــی لــــــــــیاقت
...................
الان عصبانی نیستم....
بی لیاقت......

 

 

اینبار هم کنار میکشم....محض رضای خدا ک نه....محض رضای دلت....دلم از میان این همه آدم یک مرد میخواهد...ک آغوشش فقط اندازه ی خودم باشد....خدایا کاش وقتی داشتی آدما رو می آفریدی....آغوش هر آدمی فقط قد حوای خودش بود.....

 

 

ماندن کنار من لیاقت میخواست...نه بهانه....بلند میگویم...به درک که رفتی....

 

 

هوس كرده ام باران باشم...
بلغزم بر گردنت
دستانت
هوس كرده ام برگ خشك نباشم
لگد مال شده ي پاهايت...
هوس كرده ام پرنده اي باشم كه پرهايش به هم چسبيده...
فرو رفته در عسل چشمهايت...

 

 

حال این روز های مرا هیچکس نمی فهمد...
جز دانه های هرزه خیال که گاه و بیگاه تمنای آغوش حرامت را می کند...
آری این روز ها زندگی بر من حرام شده است...
نه یارای ماندن دارم ...
و نه شهامت ترک گفتن...

 

 

چند تا چيز که دخترا دووس دارن ::
?- پوشيدن پيراهن مردونه ي عشقشون ?
?-پوشيدن کت عشقشون وقتي سردشون ميشه و اون کتشو درمياره بهت ميده که بپوشي?
?- وقتي اس ام اس ميزنه که سالم رسيدي؟ ?
?-وقتي که دعواشون ميشه اس ام اس ميده هنوز قهري؟؟ ?
?-وقتي يه پسر بد نگاشون ميکنه و طرف غيرتي ميشه.. ?
?-خوردن آب با ليوان طرف و تو يه بشقاب غذا خوردن ?
?-وقتي گشنه هستن طرف واسشون لقمه مي گيره و غذا ميزاره تو دهنشون ?
?-وقتي از خواب پا ميشي اس ام اس داده گلم هنوز خوابي؟ ?
?- وقتي داره رانندگي ميکنه و دستتونو مي گيره.. ?
?-وقتي حواست نيست نگات ميکنه... ?
??- تو خريد لباس و وسايل شخصي و رنگ مو و مدل مو نظر ميده ... ?
??- وقتي واسش آشپزي ميکني و اوون با لذت ميخوره و از دست پختت تعريف ميکنه ?
??-وقتي تو کارا کمکت ميکنه و ظرف ميشوره ... ?

 

 

ببخش اگر جایت تنگ است.
اگر در و دیوارها یک بند تکان نمی خورند.
اگر سروصدا نمی گذارد لحظه ای استراحت کنی!
ولی این بهترین جایی بود که میتونستم تو را در آنجا سکونت دهم...
ببخش که قلبم جای مناسبی برای زندگی کردن نیست!!!

 

 

تنهایی یعنی 3تا سیم کارت روشن داشته باشی ولی از صبح تا شب برات 2تااس ام اسم نیاد..... :( به نظرتون بشکونمشون بهتر نیس؟ ؟

 

 

براي همه دوستاي گلم و كيان:
ما اينجاييم كه از غم وناراحتي هم كم كنيم اگه عشقتون ولتون كرد ما همراتونيم اگه اون نامردي كرد ما تا ته معرفت ميريم براتون اگه اون دورتون زد ما ديگه تو نقاشيامونم غيراز خط صاف چيزي نميكشيم اگه اون قدر عشق پاكتونو ندونست ما قدر اين دوستي از ته دل ميدونيم اگه اون براش يكي ديگه مهمه و كاري به كار حال شما نداره ما دوروز پستتونو نبينيم نگران ميشيم اگه اون حتي خبر نداره اينجا چي مينويسي ما اينجا تك تك جملاتتونو با عشق ميخونيم چه غمشو چه شادشو بياين براي هم پيش خدامون دعا كنيم! ضمنا كيان داداش گلم چشمي كه اشكش واسه رفيق با معرفت نچكه به هيچ دردي نميخوره!

 

 

آرزویی بکن ...

گوش های خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه..

ارزویی بکن ...

شاید کوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوی تو باشد....

 

 

همـــه میتــونــن اسمـــت رو صـــدا کنن
امـــا …
کـم هستــن کســایــی کــه وقتــی اسمــت رو میـــگن لـــذت میبـــری
و بــا تمـــام وجــود در جـــوابشــون دوســـت داری بــگــــی
جــــــــــونــ ­ـم ♥

 

 

خدایا...

خواستم بگویم تنهایم

اما نگاه خندانت،مرا شرمگین کرد!!!

چه کسی بهتر از تو....!

 

 

ســـرد بود...نیـــامدی!...
ســـرد است... نمی آیی!...
ســــرمـا دارد به سختـــی می گـذرد....
من همچـــنان دختــر روزهای سختــــم وتو... رهگذر روزهای ســــرد!!!فــقط آمدی که بگـــــــذری...

 

 

با دختره تازه آشنا شده بودم ادعاش میمومد که با هیچ پسری دوست نبوده حتی حرف نزده!!!یه جوری وانمود میکرد که من داشتم باور میکردم که با یه پسر حرف نزده!!!
روز اول دوستی یه اس اشتباهی واسم فرستاد که به شرح زیر هستش:
"ببین امیر من تو این مدت دیگه شناختمت.محمد همکلاست امروز باهاش رفتم سینما بهم گفت که با دختری دیگه آشنا شدی،درضمن محمد یه دوستی داره زانتیا داره اومد سراغمون سینما،خیلی خوشم ازش اومده،فردا باش قرار دارم.شایدم بشناسیش اسمش میثم هست،حلال کن،بای"
****خدایا فقط محمد و میثم و امیر حلالش کنن من پیشکش****